چهارشتیه 97/12/15 - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 5:22
سلام امروز که همراه خواهرم در اتاق انتظار یخش کمیو تراپی منتظر مادر بودیم تا سرمش تمام شود . سه تا خانم با یه آقا وارد سالن انتظار شدن یکی از خانم ها پرونده به دست رفت و بقیه نشستند .مدتی بعد خانم برگ
97/12/16 - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 5:22
این روز ها بایستی خونه تکونی کنم ولی از طرفی باید به سرکار برم و باید مادر رو هم هر روز به پرتودرمانی و کمیونراپی ببریم . روزهایی که کلاس ندارم می ریم و به کمک هم با خواهرم و مهدی مادر رو جا بجا می کنیم . مریضی مادر به کتار، زخم زبان های برادر تند خو و خوامر دیگرم که فضول وخودش رو همه کاره می دونه ا...